مدیران خارجی، آری یا نه؟

ایجاد عمدی حلقه‌های ناکارآمدی برای تعظیم بر مدیران خارجی

اگر ورزش فوتبال مربی خارجی می‌آورد و هدایت تیم‌ها را بر عهده می‌گیرد، چه اشکالی دارد مدیر خارجی بیاوریم که شرایط متلاطم کشور را به آنان بسپاریم!؟

در موضوع ورزش فوتبال باید گفت که اولاً اگر فوتبال ما خودکفا اداره می‌شد، قطعاً امروز رتبه واقعی آن بهتر از شرایط امروز بود و اگر با صرف هزینه‌های کلان همچنان چابکی مستمری در آن دیده نمی‌شود یکی از دلایل آن عدم خودکفایی در تولید مربی‌های بومی است و دوما فوتبال ما اگر رتبه پنجاه یا چهل در رتبه‌بندی‌ها داشته باشد هیچ اثرماندگاری برمعیشت مردم نخواهد داشت و تنها یک عده قلیل از آن منتفع می‌گردند نه همه جامعه، بنابراین فوتبال جزو اولویت‌های حیاتی در رفاه اجتماعی و منافع ملی نیست و به همین خاطر قیاس این ورزش با فضاهایی که نبض جامعه در دست آن‌هاست و یک تصمیم اشتباه سرنوشت یک شهر یا یک کشور را عوض می‌کند، قیاس کاملاً اشتباه و خلاف هرگونه منطق مدیریتی است.

دلایل پردازش به موضوع واردات مدیران خارجی چیست؟

برای دفن ظرفیت‌های یک ملت به‌صورت فوری هیچ راهی نیست مگر آنکه زنجیروار به‌صورت مدون برنامه‌های عملیاتی آن در طول چند سال طراحی و عملیاتی گردد. مرحله نخست این فرایند انتخاب یک جریان فکری که رفاه و آُسایش را منوط به تقلید از غرب بپندارد. تفکر غرب‌گرا یعنی تفکری که همواره برای انجام امور بدون توجه به استعدادها و ظرفیت‌های داخلی، به غرب وابسته باشد.

در این تفکر هیچ چشم‌انداز خودکفایی وجود نخواهد داشت چراکه غرب ظرفیت‌های خود را هیچ‌گاه در خدمت منافع کشورهای مسلمان فعال نخواهد کرد، و تنها برای ایجاد منافع مقطعی خود، به‌صورت محدود و قرنطینه‌ای ورود خواهد نمود.

برای اعتماد مردم به مدیران خارجی ابتدائا باید یک چرخه‌ای از ناکارآمدی‌ها را سازمان‌دهی کرد تا افکار عمومی برای رهایی از آثار مخرب آن به سمت مدیران خارجی متقاعد گردد. اگر امروز از لسان بعضی از مدیران بالادستی، حضور مدیران خارجی راهکار اصلی به شمار می‌آید در همین چرخه سازمان‌دهی شده قابل‌تعریف است.

آثار مخرب ورود مدیران خارجی چیست؟

  • صرف هزینه‌های کلان

اگر قرار باشد مدیر خارجی ورود نماید، قطعاً چندین برابر مدیران بومی باید هزینه کرد که به‌صورت مقطعی چندماهه یا چندساله متقاعد به ماندن شود.

حال توجه شود اگر هزار مدیر خارجی وارد شود و مثلا به‌اندازه پنج هزار مدیر بومی شایسته هزینه مازاد بربیت المال تحمیل نماید، چطور می توان به سادگی با این هزینه ها کنار آمد؟

  • خداحافظی با خودکفایی

مدیران خارجی قطعاً تخصص و رموز فعالیتی خود در اختیار کشورمیزبان نخواهند گذاشت و به‌صورت قرنطینه‌ای فعالیت خواهند کرد و بنابراین خودکفایی با ورود چنین مدیرانی قابل‌درک و فهم نخواهد بود. چنین مدیرانی برای ماندن همیشه شروط جدیدی خواهند گذاشت و کشور مدام به باج دادن به آن‌ها مشغول خواهد شد و درنهایت با رفتن آن‌ها، شرایط دوباره متلاطم خواهد شد!

صرف زمان و هزینه برای مدیران خارجی که تعهدی به ماندن در یک کشور ندارند، نوعی خودزنی شتاب‌زده است که می‌تواند اوضاع را متلاطم‌تر و راه‌های مقابله را محدودتر نماید.

  • مدیران خارجی و حلقه‌های وصل جاسوسی و سرقت اطلاعاتی برای رقبا

احتمال اینکه مدیران خارجی مورد سوءاستفاده دشمنان و رقبای اقتصادی قرار بگیرد بالا است، که اگر این احتمال تبدیل به واقعیت گردد، به‌واسطه این مدیران هسته‌های جاسوسی و سرقت اطلاعاتی آسان فراهم خواهد شد و اطلاعات مختلف که استکبار و رقبای اقتصادی برای دست‌یابی به آن‌ها بایستی هزینه‌های کلان صرف نماید به‌راحتی توسط این افراد در اختیار آنان قرار خواهد گرفت. پس به‌طورکلی، با ورود این مدیران احتمال سرقت اطلاعاتی از بخش‌های خصوصی، دولتی و امنیتی به‌سرعت تشدید خواهد شد و آثار مخرب آن هیچ‌گاه قابل جبران نخواهد بود.

  • نظارت ضعیف بر مدیران خارجی

قطعاً مدیران خارجی همانند مدیران بومی، نظارت‌های قوی را نخواهند پذیرفت و نظارت‌های ضعیف و بعضاً نمایشی تنها برای آن‌ها قابل‌قبول خواهد بود، زیرا مدیرانی که با هزاران شرط و شروط وارد کشور شوند، هیچ‌گاه قانونمند حرکت نخواهند کرد و نظارت‌های قوی را بر عملکردهای خود به بهانه انحصار دانش قبول نخواهند کرد. عدم نظارت بر عملکردهای مدیران یعنی فاجعه سازمانی که خروجی جز غارت نخواهد داشت.

  • افت عملکردی

برخلاف آنچه تصور می‌شود تمام توانمندی‌های یک مدیر فقط در شخصیت، رفتار و عملکرد او نهفته نیست و مدیران خارجی با توجه به فرهنگ بومی و پذیرش در جوامع خود توانسته‌اند موفقیت کسب نمایند و در برخورد بافرهنگ و جامعه جدید و انتظارات متفاوت، کارایی آن‌ها به‌شدت پایین خواهد آمد چراکه توان پردازش شرایط در جهت تصمیم‌گیری برای آن‌ها سخت می‌شود مگر اینکه مدت زیادی صرف پردازش شرایط جدید بنمایند که این مدت به خاطر شرایط بحرانی یک سازمان در اختیار آن‌ها نخواهد بود.

شاید بعضی‌ها اعتقاد داشته باشند مدیر خارجی به دلیل بهره‌مندی از امتیازات کشور میزبان در تلاش برای بهینه‌سازی شرایط خواهد بود اما باید توجه داشت اولاً قرار نیست هر آنچه که یک مدیر تمایل داشته باشد اتفاق بیفتد چراکه همه مؤلفه‌های موفقیت در اختیار مدیریت نیست و دوما آنکه برای سوءاستفاده از کشور میزبان، توسط رقبا و دشمنان آن‌چنان ازنظر امتیازی مدیران خارجی بهره‌مند خواهند شد که فقط مأموریت او فعالیت‌های نمایشی در کشور میزبان باشد.

قطعاً در کشوری که مورد دشمنی و تحریم‌های بین‌المللی است هیچ مدیر مستقلی به دور از فشار قدرت‌های بین‌الملل فرصت ورود پیدا نخواهد کرد و اگر به فرض محال این اتفاق بیفتد به دلیل همه موارد ذکرشده در این تحلیل، نه‌تنها کارایی مناسب ارائه نخواهد کرد بلکه فرصت را برای نخبه پروری و پرورش مدیران بومی از کشور خواهد گرفت.

  • تهاجم فرهنگی

وقتی یک مدیر خارجی وارد می‌شود تنها توانمندی بخش مدیریت او وارد نمی‌شود، بلکه آداب، رسوم و فرهنگ او نیز وارد می‌شود. به همین خاطر خود او به‌نوعی «بیلبورد تبلیغاتی» فرهنگ و آداب کشور مبدا خواهد بود که از دیدگاه مردم‌شناسی، عموماً با توجه به آنکه نهادهای متولی داخل در این خصوص بالنده عمل نمی‌نمایند برای مخاطبینی که از مدیران زیرمجموعه او و همچنین کارکنان و کارگران هستند، به دلیل نبود تحلیل‌های مناسب از فرهنگ بومی، جذب تدریجی فرهنگ خارجی ایجاد خواهد شد.

فرض شود صد مدیر خارجی در یک کشور حضورداشته باشند و اینان بتوانند سالیانه ده نفر را با تعاریف آرمانی از فرهنگ خود به‌دوراز واقع‌گرایی مجذوب فرهنگ خودنمایند ، آن‌وقت در آن کشور سالیانه هزار نفر مورد هجمه‌های فرهنگی غریبه قرارگرفته و جذب‌شده‌اند و این هزار نفر اگر یک نفر را سالیانه مجذوب فرهنگ جدید خودنمایند یعنی به‌صورت تصاعدی این تهاجم فرهنگی اشاعه پیدا خواهد کرد تا جایی که قابل‌کنترل نخواهد بود.

در برخوردهای فرهنگی همواره فضای تبلیغاتی و ایجاد جو روانی بسیار حائز اهمیت است به همین دلیل است که فرهنگ‌هایی که محتوای بسیار فاخری ندارند فقط به دلیل داشتن فضاهای تبلیغی و رسانه‌ای مناسب، فرهنگ‌های غنی‌تر از خود را به ویرانه تبدیل می‌کنند.

موارد فوق بخش کوچکی از دلایل منطقی نادرستی ادعای تجویز مدیران خارجی است و امروز اگر کسانی از واردات مدیران خارجی حمایت می‌کنند نه برای تثبیت منافع ملی بلکه برای عدم خودکفایی کشور است چراکه به‌خوبی می‌دانند اگر فضای شایسته‌سالاری در کشور ایجاد گردد، مدیران بومی توانمند خلق خواهد شد تا این افراد دیگر نتوانند برمسند قدرت تکیه زنند. نباید فراموش شود که منافع برخی افراد در ویرانه‌های یک کشور حاصل می‌شود و به همین خاطر با هر آبادانی پایدار به مخالفت بر خواهند آمد.

دهقانی

 

 

1397-10-16 01:10:33 +00:00 دی 3ام, 1397|