چرایی خروج آمریکا از برجام

چرا آمریکایی ها از برجام خارج شدند؟!

اگر برجام بد بود، چرا آمریکایی ها از آن خارج شدند؟ مگر می شود آمریکا از منافع خود که روی آن در برجام بسیار وقت گذاشته بود به این راحتی چشم پوشی نماید؟

برجام موضوعی بود که در دستور کار ایران قرار گرفت و ایران یک طرفه به تمام تعهداتش عمل نمود و آمریکا که همواره ثابت کرده است تعهدی بر توافقات ندارد، نه تعهدی اجرا کرد و نه اعتقادی به ماندن در آن داشت.

همه این اتفاقات به ظاهر پیچیده در اتاق فکر دولت جدید آمریکا شکل گرفته است و اگر ترامپ دلایل واقعی خروجش از برجام را افشا می کرد، قطعا همه برنامه های آتی او نقش برآب می شد. منافع برجام برای آمریکا این بود که انرژی هسته ای و توان علمی را که یک روند فعال و طوفانی داشت متوقف و ضعیف نمایند و منافع برجام برای ایران که هیچ گاه تحقق نیافت برداشتن تحریم های مختلف علیه ایران بود.

ترامپ نوعی آمریکای جدید است که با هماهنگی کامل با اتاق فکر اسرائیل در عرصه بین الملل در نظر دارد فرایندهای جدیدی را تعریف نماید. بدهی بیست تریلیون دلاری آمریکا خواب از چشم آنان ربوده است و با تجزیه و تحلیل ظرفیت داخلی خود و همچنین آثار فعالیت های بین المللی قبلی به این نتیجه رسیده اند که باید انتحاری و خارج از فرایندهای تعریف شده، سیاست های جدیدی در عرصه بین الملل در دستور کار قرار دهندکه بتوانند با تزریق منابع جدید مالی، شرایط خود را تا حدودی کنترل نمایند .

نگاه اتاق فکر دولت جدیدآمریکا عدم تعهد بلندمدت به قوانین بین المللی است و به همین خاطر رفتارهای غیرمنطقی از نظر کارشناسان بین المللی از ترامپ دیده می شود و این درحالیست برای تیم مدیریتی ترامپ این اقدامات کاملا منطقی است چون شرایط سخت کشورشان را بیشتر از جامعه جهانی می شناسند و این سرنخ حل معماست!

قوانین بین المللی برای آمریکا محدودیت ایجاد می نماید که اگر آمریکایی ها همچنان متعهد به قوانین بین المللی باشند، اوضاع متلاطم مالی آمریکا قابل کنترل نخواهد بود. رویکرد جدید دولت ترامپ قانون گریزی بین المللی برای بدست آوردن منافع بیشتر است، به همین علت ترامپ از غارتگری همپیمانان خود نیز حتی غافل نمی شود! چون خود او بهتر از هر کسی میداند که اقتصاد آمریکا چقدر به تزریق مالی نیاز دارد.

خارج شدن از برجام هم بر اساس همین چشم انداز نوین تعریف شده است، چرا که آمریکا نمیخواهد منافع عظیم پیش بینی شده خود از غارتگری  را با منافع کمتر، ماندن در تعهدات و توافقات بین المللی عوض نماید. در افکار تیم جدید مدیریتی آمریکا الزاماً تعهد در قبال منافع طرف مقابل در دستور کار نیست هرچند که توافقی خاص، منافع خوبی برآنان داشته باشد، اما زمان بر باشد! آنان فکر می کنند با عدم تعهد به توافقات بین الملل میتوانند منافع عظیم تر با صرف زمان کمتر بدست بیاورند.

دستورکار تیم مدیریتی آمریکا با اشراف بر مشکلات داخلی این کشور درصدد ایجاد منافع مالی عظیم تر و زمان کمتر در حوزه بین الملل است و به همین علت است این روحیه قانون گریزی کاملا در آمریکایی ها مشاهده می شود. برجام نوعی ایران ضعیف شده را می ساخت، اما ترامپ معتقد است که اساسا چنین ایران ضعیف شده ای هم باید نباشد، چرا که همین ایران ضعیف شده منافع راهبردی آمریکا در منطقه(سوریه، عراق، یمن، لبنان) را در مخاطره جدی انداخته است و به این دلیل  توافق برجام را با همه منافع بلندمدتی که برای آمریکا داشت نادیده می گیرد.

تناقضات جدید  چین، هند، ترکیه، روسیه و حتی در مواردی اروپا با آمریکا نیز حاکی از آشکار شدن یک جانبه گری افراطی آمریکا در محیط بین الملل است. منافع آمریکا در برجام با هوشمندی به منافع کوتاه مدت و بلندمدت تفکیک شده بود. جلوگیری از دستاوردهای شتابان انرژی هسته ای و عدم تعهد آمریکایی ها با بهانه های مختلف جزو اهداف کوتاه مدت آنان بود که به آن نائل شدند و گسترش محدودیت های برجام در توانمندی های دیگر و مهار ایران در عرصه بین الملل جزو اهداف بلندمدت آنان به شمار می رفت که ترامپ به این اهداف زمان بر، اعتقاد ندارد چرا که شرایط کشورش چنین زمانی برای رسیدن به این اهداف در اختیار او قرار نمیدهد.

ترامپ به خوبی میداند که طوفانی کردن محیط بین الملل، تجارت نظامی آمریکا را قویتر و با ایران هراسی دلارهای نفتی خاورمیانه را به سمت  تجهیزات نظامی خود سوق می دهد و همچنین با هرج و مرج در منطقه خاورمیانه به منابع نفتی ارزان دسترسی و مسلمان با درگیر شدن در جنگ روند پیشرفت علمی و اقتصادی آنان متوقف و د رنهایت اسرائیل فارغ بال از تمرکز حوزه مقاومت به حیات ننگین خود ادامه خواهد داد.

آمریکا با بی قانونی کردن محیط بین الملل، کشورهای ضعیف منطقه که دارای ثروت های خدادادی بی شماری هستند، مورد تاخت و تاز سیاسی و اقتصادی و نظامی قرار می دهد و همین کشورها بدون واسطه و با واسطه از تجهیزات نظامی آمریکا برای دفاع از حاکمیت خود استفاده خواهند نمود و در نهایت آمریکا در این آشفته بازار هم میتواند ثروت های کشورهای ضعیف یا وابسته را غارت نماید، هم تجهیزات نظامی خود را به فروش برساند و مهمتر از آن اسرائیل را نیز حفظ نماید!

بنابراین تحلیل این موضوع به این سادگی که عموما در تحلیل ها مشاهده می شود نیست و تیم جدید حکومتی آمریکا استراتژی های قانون گریزی در محیط بین الملل در جهت منافع عظیم تر در دستور کار قرار دارند، هرچند حرکت در این استراتژی ریسک پذیر است اما ترامپ در این قایق شکسته مجبور است خود را به امواج طوفان بسپارد! چرا که در پیش گرفتن روش اوباما برای ترامپ امکان پذیر نیست و شرایط داخلی آمریکای کنونی با دوران اوباما بسیار متفاوت است. بدهی های مالی آمریکا شاید آثار آن برای اوباما آنچنان شفاف نبود ولی ترامپ با توجه به پیشینه تجاری خود به راحتی خطر این سیل طغیان گر را دریافته است و چاره ای جزو سیاست های جدید در عرصه بین الملل ندارد.

جمع بندی تحلیل

خلاصه مطلب آن است که برجام برای ایران آن چنان که ادعا می شود قابل دفاع نیست، چرا که اثرات آن تنها به امورات نمایشی ختم شد و خسارات بزرگی نیز در توانمندی های هسته ای وارد نمود و برای آمریکا نیز مضرر نبود که ترامپ یک طرفه بخواهد از آن خارج شود! چرا که علت اصلی این خروج آن است که ترامپ باید قمار جدیدی در عرصه بین الملل تست می نمود که هدف آن با توجه شرایط جدید آمریکا، منافع وسیعتر با صرف زمان کمتر برای جلوگیری از سقوط امپراطوری آمریکاست.

لفظ قمارباز که سردار بزرگ اسلام قاسم سلیمانی هوشمندانه به ترامپ نسبت دادند، با توجه به شناسایی سیاست های جدید آمریکایی ها،گزینش شده است. بنابراین برجام ایران ضعیف شده و سقوط تدریجی را می خواست و خروج ترامپ از برجام، با هدف سقوط فوری ایران و تحول در منافع آمریکا در منطقه بود. علت اصلی سیاست های به ظاهر متضاد ترامپ با اوباما نیز از این قضیه سرچشمه گرفته است. آخرین پایگاه ترامپ در قضیه ایران، اروپایی هاست و بنابراین در رفتارهای اروپایی ها باید هوشمندانه عمل شود که اهداف ویران گر ترامپ از کانال آنها محقق نگردد.

دکتر دهقانی

رییس دانشگاه آزاد اسلامی واحد قروه