تحلیلی اجمالی بر خروجی سیاست‌های دولت دکتراحمدی نژاد و مصاحبه اخیرایشان با اعتماد آنلاین

تحلیلی اجمالی بر خروجی سیاست‌های دولت دکتراحمدی نژاد و مصاحبه اخیرایشان با اعتماد آنلاین

با توجه به ابهامات بسیار زیاد سیاست‌های آقای دکتراحمدی نژاد در بین جوانان انقلابی و ایجاد تفسیرهای گوناگون که خود نوعی خودزنی به جبهه انقلاب است، این تحلیل ارائه می‌گردد تا به‌صورت اجمالی بخشی از ابهامات روشن گردد. این تحلیل بنا به درخواست دانشجویان و افکار عمومی ارائه می‌گردد و در این تحلیل اختصارا به خروجی‌های سیاست‌های دکتراحمدی نژاد پرداخته می‌شود و در بطن خود به سیاست‌های منشور بهار نیز گذری خواهد زد.

بعضی خواستار مقایسه دولتی فعلی با دولت دکتر احمدی‌نژاد هستند که یک مطالبه به حقی است اما با توجه به فاصله بسیار زیاد سیاست‌های این دولت‌ها با هم  به نظر می‌رسد نیازی به مقایسه نیست و دولت آقای احمدی‌نژاد باید با همتراز خود مقایسه گردد که فعلاً چنین دولتی به وجود نیامده است!

دولت دکتر احمدی‌نژاد با رویکردی بسیار نوین و متفاوت پا به عرصه گذاشت که در آغاز این دولت امیدهای انقلاب زنده شد و مملکت در یک جریان جاری مدیریتی قوی قرار گرفت. هدف خدمتگزاری به ملت با استقرار حکومت اسلامی بود که با تلاش‌های شبانه‌روزی دکتراحمدی نژاد و تیم ایشان روزبه‌روز محبوبیت این دولت زیاد شد.

اتاق‌های فکری جبهه فتنه به هراس افتاد و بالاجبار بر روی نقاط ضعف که هیچ دولتی از آن مبرا نیست تمرکز نمودند و این مرد انقلابی را  به خود مشغول کردند و نباید فراموش شود در اصلاح فوری شرایط یک کشور قطعاً مشکلاتی در تصمیم‌گیری‌ها وجود دارد و این همان نقطه‌ای است که دشمنان خارجی و خودفروختگان داخلی به آن چشم خواهند دوخت.

حمایت رهبری از این حرکت نوین آن‌چنان زیاد بود که هراس در جبهه تزویر افتاد و به همین خاطر ولایت‌فقیه و نقاط ضعف تصمیم‌گیری‌های دولت دو محور برای حمله پنهان و آشکار دشمن شد. در این مبارزه بی‌امان مذهبی نماها نیز دستی بر آتش داشتند تا همسو با مقابله جبهه دشمن حرکت نمایند که خود عامل مهلکی برای به چالش کشاندن وضعیت کشور بود.

آقای دکتر احمدی‌نژاد اهداف را خوب شناسایی می‌کرد ولی در اجرا با استراتژی‌های ضعیف به میدان آمدند که خود عامل پیچیده شدن وضعیت کشور شد. شاید اصلی‌ترین ضعف آقای دکتر احمدی‌نژاد آن است بین آرمان‌ها و پیاده‌سازی آن‌ها دچار ضعف بود، به برخی از این ضعف‌ها در پیاده‌سازی اشاره می‌گردد تا ابهام در این قضیه برای خواننده رفع گردد:

  • یارانه

هدف آقای دکتر احمدی نژآد در این بخش بسیار قابل‌تحسین بود و نباید جرات و خلاقیت برای پیاده‌سازی این امر باوجود باندهای پنهان قدرت که نمی‌خواستند مردم  این حق خود را مطالبه کنند فراموش کرد ولی دکتر احمدی‌نژاد با شجاعت خود هدفی مقدس ایجاد کردند که مردم به‌عنوان ولی‌نعمت این حکومت باید حقوق خود را بدانند و دریافت کنند.

بخشی از منابع کشور باید به مردم تزریق می‌شد و این هدف بسیار متعالی است، اما در پیاده‌سازی چگونگی انجام این امر ضعف ساختاری ایجاد شد. یارانه را می‌توانستند همان سهام عدالت بنامند که امروز مردم به‌جای چهل‌وپنج هزار تومان که فقط هزینه یک‌ماهه اینترنت اغلب افراد است، سهامدار تولیدی‌ها باشند! حالا چطور این امر می‌توانست محقق گردد؟ با ذکر یک مثال قضیه روشن‌تر خواهد شد:

در یک شهر فرضی صدهزار نفره  ماهیانه  چهار میلیارد و پانصد میلیون تومان به‌صورت نقدی یارانه پرداخت می‌شود و این مبلغ در سال‌های اول شروع یارانه‌ها بسیار بالابود، حالا اگر در این بخش به ازای هر ده هزار نفر یا بیشتر یک تعاونی با همین مبلغ یارانه ایجاد می‌شد و آن تعاونی هرماه یک فضای تولیدی ایجاد می‌کرد و مردم به‌صورت مستقیم به‌اندازه همان یارانه سهامدار آن می‌شدند، آن‌وقت در یک شهر کوچک که ماهیانه حدود هشت الی ده بنگاه تولیدی یا خدماتی ایجاد می‌گشت میزان اشتغال ماهیانه و میزان سود سرشار آن برای مردم چقدر بود؟

در حقیقت همین مبالغ یارانه‌ها که می‌توانست خود بستر عظیم اقتصادی و علم و فناوری کشور را ایجاد نماید با واریز نقدی به سمت انحراف و زیان مردم تبدیل شد، چراکه از همان ابتدا که یارانه‌ها پرداخت شد، قیمت‌های حامل‌های انرژی به بهانه یارانه‌ها رشد صعودی خود را شروع کرد، به‌طوری‌که یکی دو سال بعد همان پول و یا بیشتر از جیب مردم برای حامل‌های انرژی خارج می‌شد، چراکه دولت برای تأمین این مبالغ مجبور به افزایش قیمت‌های انرژی بود! ولی اگر همین یارانه به‌عنوان سرمایه‌گذاری در قالب تعاونی‌های بومی با نظارت ویژه دولت از طریق ستاد یارانه‌ها استفاده می‌شد امروز آیا در این کشور مشکل اشتغال و پس‌انداز یا نبود کالا وجود داشت؟

این فرصت ایده ال به‌راحتی از دست رفت و امروز تنها همان چهل‌وپنج هزار تومان باقی‌مانده است که دیگر مبلغی نیست ولی با سوءاستفاده از این مبلغ، جیب ملت هم  به بهانه‌های مختلف غارت می‌شود! شاید ابهام اینجا بود که تولیدات این تعاونی‌ها با این حجم باید کجا مصرف می‌شد که باید گفت با فعال کردن کانال‌های مختلف در حوزه مصرف داخلی و همچنین صادراتی به‌راحتی بازار این تولیدات ایجاد می‌شد و با تفکیک و ساماندهی این تعاونی‌ها در هر استان در بخش‌های تولید و خدماتی خاص با توجه به شرایط آن استان، این تولیدات و خدمات ایجاد می‌شد تا هر استان مسئولیت تولید و تأمین خدمات بخشی از نیازهای داخلی و صادراتی باشد.

در یک‌لایه پایین‌تر از آن اگر یارانه‌ها در قالب سبد کالاهای ضروری ماهیانه پرداخت می‌شد، بازهم به‌مراتب بهتر از واریز نقدی آن بود چراکه تولید داخلی تقویت می‌کرد و ماهیانه بخش عظیمی از تولیدات داخلی در سفره خانواده‌ها قرار می‌گرفت که خود عامل تقویت بنیه تولیدات داخلی بود. اما متأسفانه نه لایه اول و نه لایه دوم بلکه لایه سوم که همان پرداخت نقدی است انتخاب شد که مبالغ عظیمی از بیت‌المال در سالیان متمادی غیر هدفمند هدایت شد!

بنابراین اصل احترام به حقوق مردم که توسط آقای دکتر احمدی‌نژاد انجام شد کاملاً عادلانه بود ولی در پیاده‌سازی انحرافات عظیم ایجاد شد. اگر عالمانه پیاده می‌شد امروز یک اقتصاد نوظهور جهانی در منطقه ایجاد می‌شد.

  • سهام عدالت

قبلاً گفته شد قبل از ورود به این بخش که بخواهیم بنگاه‌های دولتی را واگذار کنیم، می‌بایست از طریق یارانه بنگاه‌ها نوظهور ایجاد می‌کردیم و سهام عدالت شایسته آن جریان بود که امروز ملت در هر شهر از سهام بنگاه‌های تولیدی و خدمات شهر خود که ماهیانه ساخته می‌شدند، سهام‌های متعددی با درآمد قابل‌توجه می‌داشتند. سهام عدالت در فرایند انتخابی دولت آقای دکتر احمدی‌نژاد اثر ماندگاری برمعیشت مردم دارا نیست و علت آن خطا در استراتژی‌های عملیاتی است نه نیت آن دولت.

  • تسهیل ورود به دانشگاه

آموزش عالی  و تسهیل ورود آن امری مقدس است اما اینکه سیل عظیم جمعیت بیکار برای رهایی از مطالبه اشتغال به سمت پرداختن به علوم اغلب نظری دانشگاه‌ها کشانده شوند، نوعی خطای استراتژیک است که مدرک‌گرایی را تنها اشاعه می‌دهد و به همین خاطر هیچ‌گاه دولت آقای احمدی‌نژاد نتوانست مشکل اشتغال را آن‌چنان‌که ادعا می‌کرد حل نماید، چراکه فرصت‌های جوانان برای کارآموزی در بخش‌های مختلف به سمت تحصیل در دانشگاه‌ها از بین برد و بعد از خاتمه تحصیلات بازهم مشکل اشتغال وجود داشت و آن موقع با فارغ التحصیلانی که با غرور کاذب به سمت هر نوع حرفه‌ای دیگر تمایل نداشتند جامعه روبرو شد! تسهیل ورود به دانشگاه‌ها یک هدف متعالی است اما اینکه جمعیت متقاضی کار را بدون مهارت‌آموزی به سمت تحصیلات عالیه بردن و خروجی آن جزء مدرک‌گرایی نباشد این موضوع مخرب و خسارت زاست.

شایسته بود برای تجهیز جوانان، مراکز آموزش فنی و حرفه‌ای که به‌صورت عملی در بخش‌های نیازمند جامعه تولید نیروی ماهر می‌کردند در رأس توجه به‌جای دانشگاه‌ها قرار می‌گرفت که بخش عظیمی از مطالبه کنندگان کار در این جریان ورود می‌نمودند تا توانمندی‌های آنان تنها در قالب یک مدرک محصور نمی‌شد.

شاید آقای احمدی‌نژاد در آن زمان برای طراحی هدف واحد برای همه قشر جوان به‌نوعی به سمت ظلم ساختاریافته نادانسته حرکت کرده‌اند و جوانان برای رهایی از بیکاری تنها به سمت دانشگاه‌ها رهسپار می‌شدند و بعدازآن نیز همان وضعیت قبل که همان بیکاری بود باقی ماند!

آقای دکتراحمدی نژاد در بخش‌هایی نیز به‌درستی آرمان‌ها را به میدان عمل آوردند که در این تحلیل به برخی از آن‌ها پرداخته می‌شود. این رویکردها بسیار عالی پیاده شد و نقطه قوت سیاست‌های دکتر احمدی‌نژاد بود.

  • سفرهای استانی

رویکرد این استراتژی نیز همانند بقیه سیاست‌ها، پاک و مقدس بود، چراکه با حضور در استان‌ها مشکلات عینی‌تر دیده می‌شد و کارگزاران استانی نیز بالاجبار مجبور با عملکرد مطلوب می‌شدند، چراکه همواره باید پاسخگو شخص ریاست جمهوری می‌بودند و خود ایشان به عینه مشکلات را لمس کرده بود و در اتاق شیشه‌ای به گزارشات بسنده نکرده بود.

همین سفرهای استانی و پیگیری‌های بعدی آن منجر به تحرک عظیم در بخش توسعه و پیشرفت کشور شد چراکه استانداران و فرمانداران زیر مطالبه شخص ریاست‌جمهور بودند و نمی‌توانستند که عملکرد مطلوبی نداشته باشند.

  • سیاست خارجی

دکتراحمدی نژاد، دیپلماسی عزت را بنا نهادند و به همین خاطر در سیاست‌های خارجی، خواستگاه ملل مظلوم بودند. ایشان حل مشکلات داخلی را در التماس به دشمن نمی‌دانستند و سیاست خارجی ایشان بنا بر اشاعه انقلاب بود و به همین خاطر استکبار را با چالش‌های عظیم مواجه نمودند. توسعه و پیشرفت را در داخل جستجو می‌نمودند و اشاعه انقلاب را در سیاست خارجی و به همین خاطر، مرگ بر آمریکا گفتن تن اقتصاد داخلی شوک زده نمی‌کرد.

وقتی خروجی قابل‌لمس سیاست‌های داخلی و خارجی دولت دکتر احمدی‌نژاد را مورد تجزیه‌وتحلیل قرارگرفته می‌شود به یک نتیجه واحد می‌شود رسید که شناسایی هدف هوشمندانه انجام‌شده است ولی در پیاده‌سازی شکاف‌های عظیم ایجاد شد و همین امر باعث گردید که تفسیرهای مبهم هنوز در مورد دولت و خود ایشان در افکار عمومی باشد یا به‌نوعی خوف و امید ایجاد گردد.

  • علم و فناوری

قرار دادن بودجه‌های تحقیقاتی کلان یکی از فعالیت‌های قابل‌تحسین دکتراحمدی نژاد بود هرچند بسیاری از این بودجه‌ها علی‌الخصوص در ادارات به انحراف کشیده شد اما در بخش‌های بسیاری نیز معجزه ایجاد کرد.

  • بسترسازی

ایجاد مسکن مهر یکی از فعالیت های قابل دفاع دولت دکتراحمدی نژاد بود هرچند در بخش نظارتی ضعیف عمل شد و بخشی از آن به انحراف کشیده شد ولی در جای خود موضوع مهمی برای خدمت به مردم بود.  در بسترسازی دربخش های تولیدی، کشاورزی، پالایشگاهی و سدسازی نیز نمره قابل قبولی دولت اخذ نمود.

به‌راستی چه اتفاقاتی افتاد که یک جریان انقلابی، امروز با خوف و امید افکار عمومی در مورد آن صحبت می‌کنند؟ آیا دوقطبی شدن با حضور دکتراحمدی نژاد منظور در جامعه است یا در درون نیروهای انقلابی می‌باشد؟

برخلاف آنچه که به تصویر می‌کشند، ولایت‌فقیه سپر دولت آقای احمدی‌نژاد بوده و هست و این به آن خاطر است که رهبر معظم هیچ‌گاه در مقابل پیشینه و عملکرد افراد و دولت ها بی‌تفاوت نبوده است و خدمتگزاری آنان را با سپر قرار دادن خود به نحوی جبران نموده است.

آقای دکتر احمدی‌نژاد دارای نقاط قوت و دارای نقاط ضعفی هستند ولی هیچ‌گاه رهبر معظم انقلاب به‌پاس نقاط قوت، ضعف‌های آن دولت و شخص ایشان را آشکار ننمودند و  به همین خاطر تفسیرهای مختلفی که بعضاً بسیاری از زبان دشمن به نام دوست بیان می‌شود و افکار عمومی در برخورد با آن تفسیرها به‌نوعی سرگردانی دچار شده است ایجاد می‌گردد.

در مصاحبه اخیر آقای دکتر احمدی‌نژاد نیز به عینه این تفسیرهای دیده می‌شود و موضوعات گزینشی در فضای مجازی پخش می‌شود! یکی از علل اصلی این تفسیرهای گوناگون در مصاحبه آقای دکتر احمدی‌نژاد مبهم‌گویی ایشان است که جدا ازعمد یا غیر عمد بودن آن برخلاف آنچه خود ایشان بیان می‌دارند، شفاف و واضح صحبت نمی‌کنند و به همین خاطر، افکار عمومی دچار خطاهای تحلیلی می‌شود!

بررسی مصاحبه دکتر احمدی نژاد با رسانه اعتماد :

  • مردم‌ مداری

ایشان به‌صراحت بیان می‌دارند که هرچه که مردم بخواهند حکومت باید همسو با آن باشد. قطعاً این حرف درستی است چرا یک اجتماع تعیین‌کننده نوع حکومت خود هستند یا به عبارتی بهتر یک اجتماع است که می‌خواهند یک حکومت اسلامی باشد یا فرهنگ دیگری داشته باشد.

اما ابهام در اینجاست که اولاً مردم را یک طیف معرفی می‌نمایند درحالی‌که دسته‌بندی‌های مختلفی در جوامع وجود دارد و اینکه بگویم مطلقاً مردم با یک طیف نظری هماهنگ هستند کاملاً اشتباه است و بنابراین اکثریت مردم تعیین‌کننده هستند به‌طور مثال شاید سی درصد مردم ایران اسلام را قبول نداشته باشند و یا برعکس سی درصد مردم ایران اسلام را قبول داشته باشند! بله مردم تعیین‌کننده نوع حکومت هستند ولی وقتی انتخاب کردند، دیگر نباید یک حکومت اسلامی تحریف‌شده بخواهند، به عبارتی بهتر سخن مردم فراتر از کلام الهی نباید باشد و باید در یک چارچوب خاص به خط‌کشی‌های اسلام تکریم نمایند.

نمی‌شود در یک جامعه هم مردم حکومت اسلامی بخواهند هم حجاب را نخواهند؟ بنابراین تا زمان انتخاب نوع حکومت مردم آزاد هستند، ولی بعد از انتخاب باید خواسته‌های مردم در چارچوب خطوط اسلام مطرح شود.

ایشان می‌گویند مثلاً ملت پاکستان حکومت اسلامی بخواهند ولی ولایت‌فقیه را قبول نداشته باشند! خوب اگر ولایت‌فقیه یا همان هدایتگر جزو استقرار یک حکومت اسلامی برای جلوگیری از خودسری‌های دولت‌ها و مجلس‌ها باشد چطور می‌شود این چارچوب را حذف نمود؟ اگر ولایت‌فقیه یا همان رهبر جزو چارچوب استقرار یک حکومت اسلامی نباشد و نوعی آزادی در قبول یا رد ولایت‌فقیه باشد آن‌وقت حرف ایشان درست است ولی اگر لازمه چارچوب یک نظام اسلامی باشد دیگر ایشان نمی‌توانند یک حکومت اسلامی به‌صورت تحریف‌شده برای مردم پاکستان یا حتی ایران بخواهند و بعد مدعی اشاعه اسلام مهدوی به‌کل جهان باشند! چراکه در این طراحی، مرحله‌به‌مرحله در کشورهای مختلف چارچوب‌های حکومت اسلامی می‌تواند حذف گردد و آن‌وقت جزو نام و پوسته خارجی که خود عامل تخریب دین است چیزی دیگر بر ملت‌ها حکومت نخواهد کرد.

بنابراین در بخش مردم مداری در حکومت اسلامی تا زمانی که خواسته‌های عده‌ای از مردم مطابق چارچوب یک حکومت اسلامی است قابل‌تکریم است چراکه بعد از انتخاب دیگر نمی‌توان یک حکومت اسلامی تحریف‌شده پایه‌گذاری کرد!

یا حکومت اسلامی نباید باشد که این مردم تعیین می‌کنند و اگر قرار بر استقرار یک حکومت اسلامی باشد دیگر باید مردم به حفظ چارچوب آن تکریم نمایند و یک حکومت اسلامی تحریف‌شده نخواهند. حکومت اسلامی هیچ‌گاه به‌صورت ناقص قابل‌استقرار نیست چراکه در نبود هر چارچوبی، دیگر بخش‌ها به‌صورت زنجیروار درگیر انحطاط خواهند شد.

بله ایشان درست می‌گویند دو خدا نمی‌شود در یک جا حکومت کنند ولی می‌شود در یک سلسله‌مراتب با وظایف مشخص در بخش نظارتی و اجرایی حالا به قول ایشان دو خدا یا حتی چند خدا وجود داشته باشد.

اگر نظارت و نگهبانی ولایت‌فقیه در یک کشور اسلامی جزو چارچوب استقرار با استناد به معارف و روایات باشد یعنی به آن معناست که جلوی خودسری دولت‌ها و مجلس‌ها در این استقرار را بگیرد و خطوط اسلام محترم و ملت به انحرافات ساختاری دچار نگردند.

  • اختیار

ایشان می‌گویند هر آنچه اختیار مردم را محدود نماید خود استکبار است! بعد ایشان می‌گویند البته اختیار کسی که بداند و آگاه باشد؟! عموماً در موضوع اختیار در فرایند نظام  جهان مادی اساساً به‌صورت مطلق وجود ندارد و بنابراین اینکه ظرفیت‌های هر فرد تا چه اندازه است و تعداد افرادی که در جامعه دریک موضوع آگاه هستند تا چه اندازه است قابل‌اندازه‌گیری نیست. بنابراین در طراحی قوانین باید طوری چارچوب‌ها طراحی شود که حداکثر افراد را در بربگیرد و به همین خاطر اساس این حرف که هرگونه محدود کردن اختیار در یک جامعه استکبار است به‌نوعی متناقض است و همین امور مبهم مورد سوءبرداشت افکار عمومی و سوءاستفاده دشمن است.

احکام الهی نیز دارای محدودیت‌های خاص در برابر اختیار انسان هستند و آیا می‌شود گفت خداوند مستکبر است!؟ بنابراین اساس این جمله اشتباه است و در طبیعت وحشی هم اگر فردی زندگی کند مجبور است با محدودیت‌های طبیعت خود را سازگار نماید؟ چون ما نمی‌دانیم چه تعداد افراد دانا در جامعه وجود دارند نمی‌شود قوانین محدودکننده به اسم سلب اختیار را محکوم نمود ولی می‌شود قوانین را با تبصره‌های خاص مشمول طیف‌های مختلف یک جامعه کرد.

نظارت خانواده‌ها بر کودکان بسیار بیشتر از دانشجویان است چراکه ناآگاهی‌ها با نظارت‌هاست که قابل هدایت است و در اجتماع هم همین است برای تعالی یافتن، نظارت‌ها را نباید به‌عنوان سلب اختیار تلقی نمود. هرچند از این‌طرف هم نباید به این بهانه، نظارت‌های غیراصولی در یک حکومت اسلامی لحاظ شود. کرامت انسانی زمانی احیا خواهد شد که حکومت اسلامی برعلیه بی کرامتی‌ها و نابهنجاری‌ها قوانین خاص خود را جاری نماید.

بنابراین جناب آقای دکتر احمدی‌نژاد چه دانسته چه ندانسته با ابهام گویی، افکار عمومی را در این مصاحبه به سمت تفسیرهای غیرواقعی می‌کشاند و این به‌نوعی ایجاد دوقطبی در افکار انقلابی است. به نظر می‌رسد ایشان به‌عنوان یکی از ذخیره‌های انقلاب در بیان سیاست‌های فرا روی خود باید این حق برای افکار عمومی قائل باشند که با تبیین لایه لایه سیاست‌های خود، اهداف کلی، اهداف میانی و اهداف جزئی خود را آن‌چنان در چارچوب‌های عملیاتی بیان نماید که به‌راحتی برای درک عامه مردم قابل‌فهم باشد.

اگر ایشان نقش و اختیارات ولایت‌فقیه را پذیرفته‌اند به‌صراحت بیان نمایند و اگر نپذیرفته‌اند با دلایل منطقی علل آن را بیان نمایند ولی اینکه بگویند مردم، حکومت اسلامی را خواستارند و همین مردم خود انتظار دارند این حکومت اسلامی تحریف‌شده باشد این نمی شود. مگر در استقرار حکومت اسلامی حرف مردم بالاتر از حکم خداست و می‌توان با مطالبه عده‌ای از مردم از چارچوب یک حکومت اسلامی گذر کرد؟ بنابراین این یعنی ایجاد سیاست‌های تفرقه‌انگیز که قابل‌اتکا نیست و انتظار نمی رود تناقضات با هم جمع شوند.

مردم می‌توانند نوع حکومت بر خود را انتخاب کنند ولی وقتی آن‌ها، حکومت اسلامی اختیار کردند دیگر نمی‌توانند چارچوب آن را نپذیرند و این محدوده اختیار در یک حکومت اسلامی، منطق خداست و نمی‌شود در یک حکومت اسلامی به اسم آزادی هم حجاب آزاد شود هم مسلمان بود و هم حقوق مسلمانان محترم شمارد! می‌شود در یک حکومت اسلامی، فرهنگ‌های غیر اسلامی نیز حیات پیدا کنند ولی تا زمانی که اعمال این فرهنگ ها، اعتقادات اسلامی جامعه را تکریم نمایند. مردم می‌توانستند امام علی(ع) بعد از سالیان سال خانه‌نشینی انتخاب نکنند ولی وقتی او را با اصرار حاکم نمودند دیگر باید حرف خدا بر زمین نمی‌ماند نه خواسته‌های طلحه و زبیر و امثال آن‌ها.

ایشان می‌فرمایند، مگر پیامبر با بی‌حجابی مبارزه کرد که ما بخواهیم در این حکومت انجام دهیم؟

پیامبر با عقد ذمه بریهودیان و مسیحیان ترک مواردی همچون شراب‌خواری، زنا، ربا و… را شرط می‌کردند. آیا می‌شود بدون مبارزه با بی‌حجابی به حقوق مسلمانان که برای آن حکومت خون داده‌اند تکریم کرد؟ آیا حق هر فرد مسلمان نیست که مظاهر کفر در جامعه اسلامی به حداقل برسد؟ دستور خداوند در راستای حجاب و امربه‌معروف و نهی از منکر در این موضوعات قابل استناد است. برای مبارزه با بی بندوباری که نباید تنها هنگام وقوع جرم قوانین اسلامی لحاظ شوند، پس راه‌های پیشگیری از بی بندوباری را درکجای قوانین اسلامی باید دید؟ آیا اسلام دینی است که به درمان توجه دارد و راه‌های پیشگیری را مشروع نمی‌داند؟ شما که می‌فرمایید که حقوق هرکس در جامعه باید محترم شمارده شود، حقوق مسلمانان برای محافظت از خود و فرزندانشان در برابرآلودگی های اجتماعی چطور بدون مبارزه با این آلودگی ها احیا می شود؟ آیا پیامبر به یهودیان و مسیحیان برای زندگی در جامعه اسلامی اختیار مطلق دادند یا شروطی به‌عنوان تکریم به اعتقادات مسلمان را شرط نمودند و از آن‌ها حتی جزیه نیز دریافت می‌کردند؟

پیشگیری از وقوع جرم در حکومت اسلامی جزو الزامات است و در همین راستا مراتب امربه‌معروف ونهی از منکر نیز تعریف گردیده است و بنابراین نمی‌توان به اسم آزادی هر ناهنجاری را حقوق افراد دانست. به نظر می‌رسد منطق بشری امروز دیگر به آن توان از تجزیه‌وتحلیل رسیده است که پیشگیری، درمان و مراقبت را برای حذف نابهنجاری‌های اجتماعی بپذیرد.

  • حمله به جناح‌ها

نمی‌شود کشوری را بدون آرا و عقاید مختلف در یک فضای قرنطینه تصور نمود و این همان نفی آزادی و اختیاراست که خود ایشان مدعی امروزی آن است و اشتباه استراتژیک آقای احمدی‌نژاد در سیاست‌های گذشته و حال خود در این است که دو جناح را به‌طور مطلق نفی می‌نماید و این در حالی است که حاکم یک حکومت اسلامی باید از تمامی ظرفیت‌ها شایسته استفاده نماید، حتی اگر عقاید در راستای هم نباشد با نظارت‌های جدی و ویژه از ظرفیت‌های جناح‌ها استفاده نماید.

انقلاب در سیر حرکتی خود هم نیازمند به حفظ اصول خود است هم نیازمند به اصلاح اموراتی در درون خود برای حرکت تکاملی و مقتدرانه و بنابراین حرف این دو جناح در داخل انقلاب موجود است. نباید از ظرفیت‌های مختلف یک جامعه به دلیل نبود همسویی عقاید غافل شد و هنر مدیریت در این است.

ایشان می‌توانستند با استفاده منطقی و عالمانه از ظرفیت‌های مختلف و با نظارت ویژه‌تر بر عملکردها این ظرفیت‌ها، این دو جناح را در راستای تثبیت شایسته محوری به خدمت بگیرند.

قطعاً هیچ دولتی نمی‌تواند توسعه و پیشرفت کشوری را تضمین نماید، مگر با استفاده کامل از ظرفیت‌های مختلف در جناح‌های آن کشور و همچنین نظارت قوی و شجاعانه بر عملکردها که جرات به حاشیه کشاندن فعالیت‌ها توسط جناح‌ها از بین برود.

کشور قربانی چنین قطب‌بندی‌هایی است و همیشه یک جناح، کاملاً ظرفیت‌های جناح‌های دیگر را به حاشیه کشانده است و به همین خاطر اگر جناب دکتراحمدی نژاد در تعاریف مطلق خود از نفی و پذیرش، پرهیز می‌کردند، قطعاً موفقیت ایشان بسیار چشم‌گیرتر بود، چراکه هنوز هیچ دولتی جرات چنین جراحی مدیریتی در مورد جناح‌ها نداشته است.

شاید جناح‌ها در بخشی از موارد خواسته‌های نامعقولی داشته باشند که برای دولت نباید قابل‌پذیرش باشد، اما ظرفیت‌های آن‌ها در برخی دیگر از موارد بسیار بالاست و با گزینش این ظرفیت‌ها به سمت  تغییر به نفع اسلام و مردم باید همت گمارد. به همین خاطر است مقام معظم رهبری همواره از قطب‌بندی‌های مختلف، مسئولین را بر حذر داشته‌اند.

به نظر می‌رسد آقای دکتراحمدی نژاد به‌عنوان یکی از ذخایر خیزش‌های جریان انقلاب، اگر در ابلاغ سیاست‌های خود به‌طوری‌که ابهام‌انگیز نباشد، رویکردهای خود را تعریف نماید، خواستگاه‌های بسیاری ایجاد خواهند نمود. قطعاً در برخی از استراتژی‌های دکتراحمدی نژاد، زیرساخت‌های توسعه ملی فراهم است و در برخی دیگر نیز ابهامات و ضعف های عظیمی وجود دارد و بنابراین خواستگاه جامعه در برخورد با سیاست های ایشان به نحوی در ابهام است.

برای شفاف‌سازی بهترباید گفت خروجی سال‌های پایانی دولت دکتراحمدی نژاد علی‌الخصوص در بخش تورم و عدم کنترل قیمت‌ها، مردم را به سمت تجدیدنظر در انتخاب خود تشویق نمود که این تجدیدنظر به‌مراتب مردم را گرفتارتر نمود و امروز مردم دوباره به سمت تجدیدنظر روی آورده‌اند که جریان احمدی‌نژاد یا جریانات مشابه او با یک‌ پله بالاتر بر سرکار بیایند و انتخاب درست آتی ملت امکان‌پذیر نخواهد بود، مگر با بصیرت مندی و اقتدا کامل به ولایت‌فقیه تا کشور از خودزنی تاریخی نجات یابد.

امروز نقش ولایت‌فقیه بیش‌ازپیش برای ملت روشن‌شده است و تصور شود اگر ولایت‌فقیه نبود در شرایط فعلی، ملت گرفتار چه خسارات دیگری می‌شد، بنابراین نقش ولایت‌فقیه نقشی موازی نیست آن‌چنان‌که برخی‌ها از آن نام می‌برند، بلکه به‌عنوان نگهبان و حراست از خطوط انقلاب است که نه با وظایف قوه مقننه نه قوه مجریه و نه قوه قضایه همسو نیست و اگر این جایگاه بر حکومت اسلامی مستقر نباشد چه کسی می‌تواند عدم انحراف دولت‌ها و مجلس ها در مسیراسلام که با هزار و یک رنگ به میدان می‌آیند، تضمین نماید. اگر امروز تمرکز برای حذف شورای نگهبان و ولایت‌فقیه بیشتر شده است، می‌خواهند آخرین سنگر حفاظت از انقلاب را تصرف نمایند و بنابراین بصیرت مردم برای حفظ  این سنگرها بسیار حیاتی است.

درپایان باید گفت به نظر می‌رسد هیچ دولتی تا به امروز نمی‌شود با دولت دکتر احمدی‌نژاد مقایسه کرد و به همین خاطر، در بسیاری از امور قابل‌تقدیر و دربسیاری از امور نیز قابل نقد هستند و شاید همان‌طور که خود ایشان در مصاحبه بیان کردند برخی موضوعات به‌تدریج برای او شفاف شده است و اموری که قابل نقد باشد برای او شفاف نبوده است. اما آنچه که مسلم است بخشی از زوایای افکار او برای حفاظت از او بر جامعه پوشیده شده است و این همان معجزه موجودیت ولایت‌فقیه است.

در این تحلیل سعی به نگاه اجمالی بوده است و بنابراین بسیاری از توانمندی‌ها و ضعف‌های دیگر سیاست‌های دکتراحمدی نژاد نانوشته مانده است، اما هدف ابهام‌زدایی در بخشی از موضوعات نمایان‌تر بود.

پدافند غیرعامل بصیر/ دکتر دهقانی