وظایف دانشگاه‌های بومی شهرستان قروه در گام دوم انقلاب اسلامی

مأموریت دانشگاه‌ها در سه نسل می‌توان تقسیم‌بندی کرد که عبارتنداز آموزش، پژوهش و کارآفرینی. امروز دانشگاه‌ها در نسل سوم قرار دارند که از سال 2015 میلادی شروع شده است. این طبقه‌بندی هرچند نواقص خاص خود را داراست اما با توجه به اینکه در سطح بین‌الملل این طبقه‌بندی پذیرفته‌شده است، می‌توان در گام دوم انقلاب نیز به این طبقه‌بندی برای چشم‌انداز بهتر استناد نمود. دانشگاه کمبریج حدود صدسال طول کشید که از نسل دوم به نسل سوم رسید و قطعاً این امر برای دانشگاه‌های کشور نیز قابل استناد است. امروز اکثر دانشگاه‌های کشور در نسل اول قرار دارند و اندکی از دانشگاه‌ها در نسل دوم قرارگرفته‌اند.

مقوله علم بهتر است یا ثروت همان تضاد آشکار بین این عقب‌ماندگی است و متأسفانه اکثر دانشگاه‌های ما در نسل اول مانده‌اند و در این نسل هم هنوز نتوانسته‌اند به‌طور شایسته عمل نمایند. مدرک‌گرایی یک آسیب جدی است که در اکثر دانشگاه‌های ما حتی اهتمام کامل به نسل اول را به چالش می‌کشاند.

در نسل سوم رابطه علم و ثروت یک رابطه تنگاتنگ است. امروز اگر اساتید دانشگاه در بخش کارآفرینی برمبنای علم، فعالیتی در اجتماع داشته باشند این امر مضموم تصور می‌شود و این خروجی همین آسیب جدی برای حرکت به سمت نسل دوم و سوم است. در دانشگاه‌های نسل سوم تخصص در یک رشته معیار نیست بلکه تخصص‌های میان‌رشته‌ای برای خلق نوآوری با استفاده از ظرفیت های چندرشته مدنظراست . اگر امروز ابوعلی سینا و بسیاری از دانشمندان گذشته اسلامی همچنان امروز مورد توجه هستند به این خاطر است تحصیل علم برای این دانشمندان میان‌رشته‌ای بوده است و به عبارتی بهتر یک دانشمند در علم نجوم، علم پزشکی، علوم دینی و بسیاری از علوم دیگر دانش آموخته بودند و به‌صورت میان‌رشته‌ای به خلق علم و ثروت مبادرت می‌کردند.

نسل سوم را می‌توان در یک تاریخ هزاران ساله در پیشینه این سرزمین مشاهده کرد، اما باکمال تأسف با انحرافات عظیمی که در بخش‌های علمی، امروز مشاهده می‌گردد، اکثر دانشگاه‌های ما ماموریت خود را درست انجام نمی دهند. در دانشگاه‌های نسل سوم علم است که ثروت آفرین است و دانشگاه‌ها نقش سازنده‌ای در ایجاد بسترهای اقتصادی و کارآفرینی در یک اجتماع را دارا هستند.

آنچه باعث تأسف است  این است که امروز اغلب هیئت علمی‌های دانشگاه ها حتی توان ایجاد رابطه علم با ثروت را ندارند و اگر مستمری آنان در دانشگاه‌ها قطع گردد این افراد قادر نخواهند بود که از علم خود برای خلق ثروت استفاده نمایند و این موضوع تأسف‌بار در یک فرایند معیوب تحصیلی ایجاد گردیده است و استمرار به این نوع سیاست‌ها روز به روز عقب‌ماندگی‌ها را عظیم‌تر خواهد نمود.

در گام دوم انقلاب ابتدائا دانشگاه‌ها باید از نسل اول که همان آموزش است به نحو شایسته عبور نمایند و راهی جز حذف مدرک گرایی و ایجاد عدالت آموزشی وجود ندارد. خطای استراتژیک در سیاست‌های علمی آن است که نسل سوخته و بیکار جامعه برای تحقق سراب اشتغال به سمت دانشگاه‌ها روانه نمایند و دانشگاه‌ها نیز با تغییر رویکردها خود در امر آموزش به سمت نا عدالتی تحصیلی برای کسب ثروت پیش روند. در نسل سوم، دانشگاه‌ها درآمدهای خود را از خلق ثروت با استفاده بهینه از ظرفیت‌های علمی خود به دست خواهند آورد نه از شهریه‌های دانشجویی و این امر شکاف عظیم جایگاه امروزی دانشگاه‌های ما را مشخص می‌نماید.

توجه به طبقه‌بندی‌های علمی بین‌الملل به آن معنا نیست که ما نیز تقلیدی در تمام موارد به آن سمت رجوع نماییم، چرا که فرهنگ اسلامی خود الزامات خاصی را داراست که باید در دانشگاه‌ها این مقوله را نیز بر روند توسعه و پیشرفت بیافزایند. تبدیل علم به ثروت رویکرد امروز نسل سوم دانشگاه‌هاست که ما معتقد هستیم با افزودن فرهنگ بومی، دانشگاه‌های داخلی باید در این سه مؤلفه(فرهنگ، علم و ثروت) چشم‌انداز پیشرفت خود را در گام دوم انقلاب ترسیم نمایند.

چشم‌انداز علمی بین‌المللی، ما را به جایگاه علمی خودآگاه می‌نماید و اشراف به عقب‌ماندگی‌ها خود عامل اصلی برای تبیین سیاست‌های جدید در گام دوم انقلاب است. با نگاهی هوشمندانه و عالمانه به حرکت تحولی علمی دانشگاه‌های بین‌المللی و اضافه نمودن مؤلفه‌های جدید همچون فرهنگ بومی و اسلامی به این چشم‌انداز می‌شود به سرعت به سمت اصلاح عقب‌ماندگی رهسپار شد و این مقدور نیست مگر با سیاست‌گذاری‌های جدید و نظارت‌های ویژه در سیر حرکتی دانشگاه‌ها  تا انحرافات به‌موقع اصلاح شوند.

سیر حرکتی دانشگاه‌های شهرستان بسیارمعیوب است و قطعاً برای سازگاری با گام دوم انقلاب، این دانشگاه باید سیاست های خود را تغییر دهند. تا زمانی که مدیریت یک دانشگاه همانند مدیریت یک دستگاه اجرایی تلقی شود، اصلاح عقب‌ماندگی و ارائه سیاست‌های هوشمندانه در دانشگاه‌ها مضحک به نظر می‌رسد. دانشگاه‌های شهرستان ابتدائا باید نقص آموزشی خود را در نسل اول حرکت علمی اصلاح نمایند و این امر امکان‌پذیر نیست مگر با تغییر سیاست‌های خود در جهت ایجاد ثروت از کانال‌های غیرشهریه ای.

ثروت آفرینی در نسل اول حرکت علمی به معنای پوشش هزینه‌های دانشگاه‌هاست که با ثروت آفرینی در نسل دوم و سوم بسیار متفاوت است .  بعد از ایجاد ثروت برای پوشش هزینه‌ها، عدالت آموزشی و نظارت ویژه بر عملکرد اساتید در جهت آموزش و سنجش علمی دومین مرحله از اصلاح ساختار معیوب علمی است که اگر این امر مورد توجه قرار نگیرد خروجی دانشگاه‌های شهرستان بسیار چالش‌انگیزتر خواهد شد و صدمات این خروجی‌های معیوب بر اجتماع قابل‌محاسبه نخواهد بود. مدیریت دانشگاه‌ها در گام دوم انقلاب باید یک مدیریت جهادی و عالمانه باشد و بدون شک فعالیت‌های تقلیدی از سیاست‌های گذشته نه‌تنها دانشگاه‌ها را به حاشیه خواهد کشاند بلکه خروجی‌هایی از تحصیل کرده های غیرمتخصص را به شهرستان تحمیل خواهد نمود.

برای گذر از نسل اول دانشگاه‌ها و ورود به نسل دوم، دانشگاه‌های شهرستان باید موارد ذیل را به‌صورت ویژه در سیاست‌های خود جاری نمایند:

  • فرهنگ‌سازی

  • علم محوری

  • ثروت آفرینی

فرهنگ غنی اسلامی پایه و اساس حرکت دانشگاه‌های شهرستان در گام دوم انقلاب باید باشد و البته در بخش فرهنگ نباید دانشگاه‌ها مشابه دستگاه‌های اجرایی دیگر عمل نمایند، چراکه این امر موازی کاری خواهد بود و تنها به اتلاف منابع منجر خواهد شد. دانشگاه‌ها در بخش فرهنگ باید به‌صورت تخصصی و نوآورانه عمل نمایند تا از فعالیت‌های نمایشی و فرسایشی پرهیز گردد. اشاعه فرهنگ غنی اسلامی در چارچوب انقلاب مهدوی فارغ از چارچوب‌های جغرافیایی از کانال‌های جدید، وظیفه مهم دانشگاه‌های شهرستان در گام دوم انقلاب است. در این عرصه فرهنگ را نباید تنها به‌عنوان خاص معرفی نمود بلکه فرهنگ کارآفرینی، فرهنگ کار، فرهنگ صرفه‌جویی، فرهنگ خانواده، فرهنگ پژوهش، فرهنگ تولید، فرهنگ مطالبه گری، و تمامی کانال‌ها برای تداوم حیات مادی و معنوی عزتمندانه، بخش فرهنگی را در بر می گیرد.

دانشگاه‌های سطح شهرستان با روند کنونی هیچ تناسبی با حرکت در گام دوم انقلاب ندارند و باکمال تأسف در بخش فرهنگ بسیار تقلیدی با خروجی‌های ضعیف فعالیت می‌نمایند. اصلاح سیاست‌های فرهنگی و توجه به خلق کانال‌های نوآورانه در اشاعه فرهنگ بسیار حائز اهمیت است، لذا دانشگاه‌ها باید نسبت تغییر رویه خود اقدام عاجل انجام دهند.

در بخش آموزش نیز دانشگاه‌های سطح شهرستان در سطح مناسبی عمل نمی‌نمایند و این امر به عوامل مختلفی ازجمله سیاست‌گذاری‌های کلی، به‌کارگیری نیروهای غیرمتخصص، دانشجو محوری، نبود فضای فیزیکی و امکانات مناسب مرتبط می‌گردد که با مدیریت انقلابی و عالمانه می‌ شود بخشی از این عوامل را اصلاح نمایند. رویه دانشگاه‌ها باید به سمت علم محوری نه دانشجو محوری تغییر یابد و در این فرایند همراهی بدنه مدیریت اجرایی شهرستان بسیار الزامی می‌گردد.

در گام دوم انقلاب، دانشگاه‌های شهرستان نباید جزیره‌ای عمل نمایند و با شناسایی ظرفیت‌ها و ایجاد بسترهای ثروت آفرینی به سمت تحول در نظام درآمدی خود اقدام نمایند. وابسته نبودن دانشگاه‌ها به شهریه‌های دانشجویی تغییر رویه‌های دانشگاه‌ها را آسان می‌نماید، هرچند ایجاد ثروت در شهرستانی که قربانی جناح‌بازی‌های و قطب‌بندی‌های مذهبی و زبانی است بسیار سخت است ولی این به آن معنا نیست که مدیران دانشگاه‌ها، تنبل و غیرفعال عمل نمایند. دانشگاه‌ها باید از جزیره‌ای عمل کردن باید خارج شوند و این حصول نخواهد شد جز با ایجاد کانال‌های برد برد در ارتباطات بین دانشگاه‌ها و ظرفیت‌های شهرستان.

ثروت آفرینی در نسل اول حرکتی به معنای پوشش هزینه‌های دانشگاه‌هاست و در نسل دوم ثروت آفرینی به معنای ایجاد پس‌انداز خواهد بود و در نسل سوم ثروت آفرینی به معنای خلق ثروت از پس‌اندازها خواهد بود، بنابراین نباید این‌گونه تفسیر کرد که ثروت آفرینی فقط در نسل سوم حرکت علمی دانشگاه‌ها نهفته است.

دانشگاه‌های با خلق ثروت در نسل اول حرکت علمی خود به سمت بی‌نیازی از شهریه‌های دانشجویی حرکت خواهند کرد تا ایجاد عدالت آموزشی در بخش علم‌آموزی و سنجش علمی محقق گردد و علم محوری جایگزین دانشجو محوری گردد. برای سازگاری با گام دوم انقلاب، نسل سوم حرکت علمی دانشگاه ها باید محقق گردد که توجه به سیاست‌های گذشته این شکاف عظیم بین چشم‌انداز انقلاب با دانشگاه‌های شهرستان را روز به روز بیشتر می‌نماید.

دانشگاه‌های شهرستان بالاجبار باید نسبت به تغییر رویه‌های خود برای لبیک به چشم‌انداز انقلاب حرکت نمایند و در این تغییر رویه، پشتیبانی ارگان‌ها و نهادهای تصمیم گیر شهرستان و استان بسیار حیاتی است. توجه به مدیران جهادی و صیانت از استقلال تصمیم‌گیری آنان برای تغییر رویه دانشگاه‌ها در شهرستان امری ضروری است که تکلیف نهادها و ارگان‌های مختلف تصمیم گیر را بسیار سنگین می‌نماید. تغییر سیاست‌ها و رویه‌های دانشگاه‌ها در سطح خرد شهرستان بسیار سخت است و تزریق سیاست‌های انقلابی و عالمانه و حمایت همه‌جانبه از مدیران دانشگاه‌ها حصول به چشم‌اندازها را آسان تر خواهد کرد.

درگام دوم انقلاب، دانشگاه‌ها در بدنه جامعه به‌عنوان تکیه‌گاه تحول و توسعه اجتماعات شناخته می‌شوند و بنابراین مسئولیت سنگینی بر عهده مدیران درون‌سازمانی و برون‌سازمانی است تا عالمانه و جهادی مسیر دشوار دانشگاه ها برای رسیدن به چشم‌انداز پیموده گردد.

 فضای عملیاتی برای خروج از نسل اول حرکت علمی به نسل دوم حرکت علمی در دانشگاه های شهرستان :

فرهنگ‌سازی

  • گفتمان سازی

  • آگاه‌سازی

  • جریان سازی

علم پروری

  • نظارت جدی برعملکرد و گزینش اساتید

  • سلامت اداری

  • ایجاد عدالت آموزشی

  • پژوهش محوری و نخبه پروری

  • اخذ رشته‌های جدید حول ظرفیت‌های شهرستان

  • شایسته‌سالاری و حریت مدیریتی

  • توسعه فیزیکی و امکانات دانشگاه‌ها

ثروت آفرینی

  • ایجاد بنگاه‌های دانش‌بنیان

  • ورود به بازارهای بومی

  • جذب سرمایه‌های فکری و تخصصی

  • ترغیب خیرین

  • بهینه‌سازی امکانات دانشگاه‌ها

  • ایجاد بنگاه‌های تولیدی و خدماتی مشارکتی

  • شناسایی ظرفیت‌های شهرستان و اقدام عالمانه برای احیاء آن

  • تعامل سازنده با بدنه مدیریتی اجرایی شهرستان و ایجاد ثروت آفرینی متقابل

در اقدام فوری و ایجاد سیاست‌های جدید به حول محورهای ذکرشده، دانشگاه‌های شهرستان می‌توانند در یک دوره پنج‌ساله، به‌طور شایسته از نسل اول حرکت علمی، گذر نمایند و با ورود به نسل دوم حرکت علمی دانشگاه‌ها، شکاف عظیم خود را نسبت به وظایف خود در قبال گام دوم انقلاب به حداقل برسانند. امروز آنچه قابل‌مشاهده است دانشگاه‌های شهرستان با این روند معیوب توانایی پشتیبانی از گام دوم انقلاب را ندارند.

امروز نه دانشگاه‌های شهرستان نه دانشجویان آن آمادگی لازم برای لبیک به گام دوم انقلاب را دارا نیستند و این واقعیات را نباید با تجزیه‌وتحلیل‌های غیرواقعی و فعالیت‌های نمایشی توجیه نمود. بنابراین حمایت همه جانبه از دانشگاه های شهرستان، تزریق سیاست های مدبرانه می تواند این حرکت معیوب را به سمت تعالی مورد انتظار هدایت نماید.

زدو بندهای سیاسی برای گزینش مدیران دانشگاهی، دخالت های غیرعلمی و سلیقه ای مسئولان برون سازمانی در دانشگاه ها و نبود بودجه های مناسب در دانشگاه ها برای بسترسازی فعالیت های دانش بنیان برخی از عوامل ایجاد عقب ماندگی علمی و پیچیدگی اصلاح امور در دانشگاه هاست که لزوم بازبینی و تجدید نظر در این سیاست ها را الزامی می نماید.

این تحلیل بنا بر تقاضای امام جمعه محترم شهرستان قروه به نگارش درآمده است تا سیاست های آتی دانشگاه های شهرستان و وظایف بدنه مدیریتی شهرستان در قبال حمایت از دانشگاه های شهرستان در گام دوم انقلاب آسان تر ترسیم گردد. سیاست های کلی حرکت آتی دانشگاه های شهرستان  در این تحلیل بیان شده است و حرکت در چارچوب این سیاست ها بنا بر مقتضیات و توانمندی های دانشگاه ها متفاوت است. بنابراین از تجویز جزئیات فعالیت ها پرهیز شده است چرا که سازوکارها و توانمندی های دانشگاه ها در شهرستان همسان نیست و ظرفیت های دانشگاه ها با هم متفاوت هستند. این تحلیل چشم انداز حرکت آتی دانشگاه های شهرستان را ترسیم نموده است و  برنامه ریزی عملیاتی در چارچوب این سیاست ها برعهده روسای دانشگاه هاست.

پدافند غیرعامل بصیر(دکتر دهقانی)