دلایل حمله امریکا به نیروهای مردمی عراق(حشدالشعبی)

حشدالشعبی بسیج مردمی است که برای مقابله با عناصر داعش بوجود آمد. حشدالشعبی یکی از وزنه های سنگین مقاومت عراق علیه داعش بوده و هست که علیه داعش همواره کوبنده عمل کرده است.

دلایل حمله امریکا به نیروهای حشدالشعبی:

۱)آمریکا با وجود تزلزل سیاسی در داخل خود که با طرح استیضاح ترامپ گوشه ای از آن به جهانیان نشان داده شد، باید به سمت انحراف افکار عمومی از اتفاقات داخلی خود پیش رود و شاید ایجاد شعله های یک نزاع بیرونی بهترین راه باشد. بهرحال این عادت دیرینه آمریکایی هاست که در صورتی که در داخل، خود تزلزلی مشاهده کنند برای انحراف افکار عمومی، سیاست های خصمانه علیه کشورها به اجرا می گذارند.

۲) اعتراضات و ناآرامی های اخیر عراق، فرصتی تازه برای زنده کردن دوباره داعش بود و با توجه به اینکه نیروهای حشدالشعبی همواره برای داعش مخاطره امیز بوده است علی الخصوص با حضور آنان در مناطق مرزی سوریه و عراق امکان انسجام نیروهای داعش عملا وجود ندارد و حمله اخیر امریکایی در همین نواحی مرزی علیه حشدالشعبی به این منظور بود تا با این نمایش گستاخانه به سمت روحیه افزایی برای داعش روی آورد.

۳) رزمایش دریایی ایران، روسیه و چین برای آمریکایی پیام مناسبی نبود و انزوای نظامی امریکایی ها در منطقه را نشان می داد. آمریکا برای به حداقل رساندن این پیام اقتدار در افکار عمومی جهان و روحیه افزایی برای متحدین خود در منطقه باید یک شوک امنیتی در منطقه عملیاتی می کرد و به همین خاطر یک حمله مقطعی در عراق گزینه مناسبی بود.

۴) تنگنای اسرائیل با وجود حشدالشعبی در مرزهای عراق و سوریه و امکان ارتباطات نظامی مشترک بین سوریه و نیروهای مردمی عراق و همچنین مقابله با تحرکات داعش در این مرز روز به روز بیشتر می شد. با سوءاستفاده از اوضاع سیاسی متزلزل عراق و ناآرامی های این کشور این حمله علیه حشدالشعبی طراحی شد تا شاید با احتمال وقوع چنین حملات مشابهی عقب نشینی مقطعی حشدالشعبی در دستور کار قرار گیرد و اسرائیل از تنگنای موجود با نفوذ عناصر داعش در این منطقه تا حدودی فارغ شود.

۵) انتخابات آمریکا و پشتیبانی صهیونیست برای تعیین نتیجه انتخابات امری پذیرفته شده است و همواره دولت های آمریکا  در زمان انتخابات سعی کرده اند رضایت صهیونیست ها را جلب نمایند.

۶) انتقام آرامکو و حقارت های گذشته از عملیات های مقاومت و همچنین ساقط شدن پهباد امریکایی توسط ایران در خلیج فارس به دلیل ناتوانی آمریکا و متحدینش بدون جواب مانده بود و این عملیات توجیهی برای غیرفعال نبودن آنها در مقابل محور مقاومت برای جلب نظر افکارعمومی خود بوده است.

۷) آمریکا سیاست انقلاب های مخملی و روحیه افزایی به عوامل خود همواره در دستور کار خود قرار داده است و ناآرامی ها و اغتشاشات اخیر عراق، چنین فرصتی برای گستاخی امریکایی ها ایجاد نموده است. شاید با این واقعه به نقش حراست کننده ولایت فقیه در ایران برای  جلوگیری از وقوع چنین ناارامی هایی بیشتر آشکار شود. اگر ولایت فقیه در جهت حفاظت از ارکان نظام همواره از اعتبار خود هزینه می کند به دلیل اشراف به این نوع پیچیدگی هاست که دشمن در کمین نشسته منتظر آنهاست. اگر اعتراضات مردمی در ساختارهای مدون همچون انتخابات هدایت شود، چنین گستاخی هایی از طرف دشمن اتفاق نخواهد افتاد.

خداوند همواره اگر مسلمانان پایداری کرده اند، فتنه دشمنان را به خود آنها برگردانده است. خروج نیروهای اشغالگر در عراق همواره موضوع اصلی حوزه سیاسی عراقی ها بوده است اما هیچ گاه انسجام داخلی آنان به آن رسمیت نبخشیده است. گستاخی جدید امریکایی ها در عراق این فرصت را برای ایجاد انسجام ملی این کشور ایجاد کرده است و آگاه باشیم آمریکا در توجیه این اقدام خود مولفه های منطقی در دست ندارد، چرا که با حضور در یک کشور بر روی مردم آن کشور آتش گشوده است و این نقض حاکمیت یک کشور است. بنابراین فرصتی که در برابر تهدید اشباء شده اشعالگران در عراق به وجود آمده است باید عراقی ها غنیمت بشمارند که اگر همچنان بر رویه گذشته سیاست ها را در مورد حضور اشغالگران تنظیم کنند این کشور شاهد گستاخی های شدیدتر اشغالگران و دوام مستمر آنها خواهد بود.

پرسش: نقش جمهوری اسلامی ایران در شرایط فعلی عراق چه خواهد بود؟

ایران همواره به حق حاکمیت کشورهای همسایه احترام گذاشته است و در مبارزه با داعش همواره کنار ملت عراق بوده و هست اما موضوع امروز فراتر از داعش است و بحث حضور اشغالگران آمریکایی است که نحوه تعامل ایران با عراق به سیاست های دولتمردان و ملت عراق بستگی دارد. جمهوری اسلامی ایران این توانمندی را داراست که با توان بازدارندگی بالای نظامی خود از آسمان عراق با استقرار سامانه های پدافندی خود حفاظت کند ولی تا زمانی که این خواسته توسط دولتمردان عراق و ملت عراق بصورت رسمی ابلاغ نشود، جمهوری اسلامی ایران تکلیفی در این زمینه ندارد. لذا این اراده ملت عراق و حاکمیت این کشور است که در نهایت تعیین کننده نوع سیاست با این نوع گستاخی های اشغالگران و نحوه طلب یاری از همسایگان خود خواهد بود.

با توجه به پیشینه سیاست های امریکا، خروج آنان از عراق با تعاملات سازشی برخی دولتمردان عراق یا دیپلماسی خارجی تقریبا امکان پذیر نیست، چرا که امریکایی ها با خروج خود، اعتبار منطقه ای و متحدین خود را از دست خواهند داد که این امر باعث به خطر افتادن منافع آنان خواهد شد. لذا تنها راه خروج اشغالگران با ناامن سازی امنیت نظامیان امریکایی بعنوان محورهای شرارت در عراق است که این قاعده باید در یک توافق ملی برای عراقی ها مقبول گردد.

پدافندغیرعامل بصیر/تحلیل سیاسی هفته